پورتال مخابرات منطقه ایلام

news_title

قیام امام حسین (ع)

1-از کودکی تا حج نیمه تمام

امام حسین (ع)در 3 شعبان سال 4 هجری در مدینه به دنیا آمدند.پدر این امام همام حضرت علی (ع) و مادر ایشان حضرت فاطمه(س)بودند.ایشان دوران کودکی خود را در مکتب کسانی چون حضرت علی ،حضرت محمد(ص)وحضرت فاطمه سپری کردندواز معرفت این یاوران سیراب شدند.پس از شهادت برادرش امام حسن (ع) پیشوا و رهبر مسلمانان شدند. این امام از همان آغاز امامت با معاویه وسپس با یزید به مخالفت برخاستند و برای این دو خلیفه ی لعین هیچ ارزشی قائل نبودند و همواره یزید وپدرش را شرابخوار ودور از اسلام خطاب می کردند.

در سال 60 هجری یزید به حاکم مدینه دستور داد تا از امام حسین بیعت بگیرد.حاکم محترمانه از امام خواست تا بیعت را بپذیرد اما امام امتناع ورزیدند و به سوی مکه رهسپار شدند.وقتی امام به مکه رسیدند وقتی متوجه شدند دشمن می خواهد امام را به شهادت برساند ،حج خود را نیمه کاره گذاشتند و پس از دعای عرفه به راه افتادند.

 

2-از حج نیمه تمام تا شب عاشورا

امام ویارانش در روز دوم محرم وارد صحرای کربلا شدند.چون امام پرسیدند این صحرا چه نام دارد گفتند کربلا.امام گفتند امان از کرب وبلا.روز دوم شمر با سپاهیان وارد کربلا شد و در مقابل خیام امام چادر زدند.وقتی شمر وارد کربلا شد به حربن ریاحی –که یکی از دلاوران عرب بود-دستور داد تا آب را بر خیام ببندند.روز نهم محرم سپاه کفر می خواست جنگ را شروع کند اما امام مهلت خواست و آنها یک شب دیگر مهلت دادند.شب عاشورا شب پر رمز و رازی بود .امام چراغ ها را خاموش کردند و گفتند شما به من عهدی ندارید هر که می خواهد برود برود.آن شب هیچ کس تا طلوع فجر نخوابید و همه مشغول راز ونیاز با خدای خویش بودند.

 

 

فرازی از سخنان امام در شب عاشورا

امام فرمودند:خداي - تبارک و تعالي - را به بهترين گونه مي‏ستايم و او را در خوشي و ناخوشي ستايش مي‏کنم. خدايا! تو را مي‏ستايم که به نبوّت، گرامي‏مان داشتي و قرآن را به ما آموختي و ما را در دين، فهيم کردي و گوش و ديده و دل برايمان قرار دادي و ما را از مشرکان، قرار ندادي.
اما بعد فرمودند:نه ياراني نزديک‏تر و بهتر از يارانِ خود سراغ دارم و نه خانواده‏اي نيکوکارتر و برقرار کننده پيوند از خانواده خود. خداوند از جانب من به همه شما جزاي خير دهد! هان که گمان دارم از دست اين دشمنان، فقط فردا را داريم. هان! به شما اجازه رفتن دادم. همگي مي‏توانيد برويد که تعهّدي به من نداريد. اين شب است و تاريکي، شما را فرا گرفته است. آن را مَرکب خود کنيد.

 

3-روز واقعه تا کاخ یزید

فردای آن روز جنگ از صبح شروع شد.یکی از دلخراش ترین وقایع آنروز شهادت حضرت علی اصغر به دست حرمله با تیر سه شعبه بود.نزدیک ظهر عاشورا که یاران امام و اهلبیت ایشان به شهادت رسیده بودند نوبت به امام رسید.یکی دیگر از واقعه های آن روز شهادت قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس بود که قلب هر شیعه ای را به درد می آورد(البته تمام ادیان به حضرت عباس (ع) اعتقاد قلبی دارند).امام حسین وقنی عزم میدان می کردند از تمام اهلبیت اش خداحافظی کرد و به میدان رفت.در آغاز ورود امام همه از امام می ترسیدند و به اطراف فرار می کردند.تا ناگهان سنگ ها وتیر ها امام را بر روی زمین انداخت.در آن حال همه از وی هراس داشتند.ولی ناگهان شمر ملعون رفت وسر امام را برید.(البته سنان وخولی نیز نامبرده شده است).

 

پس از واقعه عاشورا

پس از این واقعه با پررویی به خیام حمله بردند. حتی به لباس زنان نیز رحم نکردند .پس از غارت به دستور ابن سعد ده نفر اسب ها را بر روی اجساد کربلا و بدن مبارک امام تازاندند.پس از آن که این کار ها صورت گرفت روز یازدهم محرم به راه افتادندو با سختی تمام به شام رسیدند.شام چراغانی شده بود و همه انگار برای یک جشن آماده بودند اما جشن نبود بلکه می خواستند اسرا را ببینند.

 

شام و کاخ یزید

وقتی که اسرا وارد شام شدند مردم با سنگ به آنها می زدند و به آنها خارجی می گفتند.در این هنگام سر مبارک امام قرآن می خواند وبه مردم نمایان شد که این کار که با اهلبیت کردند کار اشتباهی بود.یکی دیگر از غمناک ترین صحنه ها شهادت حضرت رقیه(س) در خرابه ی شام بود که هر انسانی را متاثر می گرداند.در کاخ شام نیز حضرت زینب(س) با سخنرانی خود هر مسلمان به خواب غفلت رفته را بیدار کرد.حضرت زین ا لعابدین(ع) نیز با سخنان خود به همه می فهماند که این واقعه از روی نادانی مردم بوده است.پس از این واقعه یزید ازعمل خود پشیمان شد اما طولی نکشید که حکومت او نیز سرنگون شد.از این واقعه می توان درس گرفت که امام حسین (ع) برای زنده نگه داشتن نماز وامر به معروف و نهی از منکر قیام کردند تا هر مسلمانی بفهمد که هیچ حکوتی بر پایه ی ظلم وفساد نمی تواند اداره شود واز همه ی اعمال نماز مهم ترین مسئله است.

 

و آن گاه که حسین را می کشند

زمان زمین گیر می شود.

نمی داند که برود یا بماند

و زمین از شرم

سر به گریبان فرو می برد.چه کند؟

به دریا بنگرد که می گرید یا به کوه که مویه می کند؟

آسمان با عرش الهی اش لرزان است و خروشان

و بر سینه می زند تفتیده از داغ کویر کربلا

و ابر که می سوزد و می بارد

برای همیشه ی تاریخ.

تاربخ ارسال مقاله : 1394-07-22
دسته مقاله :



v

نظر شما در مورد سایت چیست ؟



v

بازدید امروز : 673
بازدید دیروز : 806
بازدید کل : 1226438
افراد آنلاین: نفر 4